ايدز ، كنترل بيمار يا بيمارى؟

ايدز براى همگان مترادف شده با طاعون قرن و بمبى ساعتى كه هر آن امكان انفجارش مى رود تا شهرى، روستايى، جامعه اى و يا حتى كشورى را به نيستى بكشد. آنچه همه ما را وامى دارد كه چنين بينديشيم، واقعيت هاى تلخ و آزاردهنده اى است كه از آمار مرگ ومير و ابتلاى افراد در جهان به دست مى آيد. خالى از سكنه شدن بعضى از كشورهاى آفريقايى، تعداد فزاينده يتيمان بى سرپرست، اقتصادهاى فلج شده و.... ما را واداشته كه ايدز را نه يك بيمارى كه فاجعه اى وحشتناك قلمداد كنيم. و هر روز نيز با ارائه آمار هاى جديد بر اين رعب و وحشت مى افزاييم.اما در كنار اين واقعيات مسلم، حقايق ديگرى هم هست.ايدز يك بيمارى عفونى است. در پروسه تمام بيمارى هاى عفونى عاملى بيمارى زا به طريقى وارد بدن ميزبان (انسان) شده و در اثر تقابل بين بدن ميزبان و عامل بيمارى زا علائمى ايجاد مى شود و نهايتاً نتيجه اين نبرد، سرنوشت فرد را رقم مى زند كه يا بهبودى است و يا عوارض ماندگار و حتى گاه با غلبه كامل عامل بيمارى زا مرگ حادث مى شود. طبيعى است آنچه در اين وادى بيمارى را به شكل يك بيمارى خطرناك با قدرت همه گيرى بالا تبديل مى كند عوامل متعددى مى تواند باشد كه در بين مهمترين آنها مى توان به موارد ذيل اشاره نمود:عامل بيمارى زا ناشناخته بوده و يا عاملى بسيار مقاوم باشد، در مورد بيمارى ايدز اين عامل شناخته شده است، ويروسى به نام اچ آى وى كه تنها قادر است درون سلول هاى زنده (گلبول هاى سفيد) به حيات خود ادامه دهد و در خارج از بدن انسان و خصوصاً در جوار حرارت و مواد ضدعفونى كننده به راحتى از بين مى رود.يكى ديگر از مواردى كه موجب همه گيرى وسيع بيمارى هاى عفونى مى شود عوامل مرتبط با راه هاى انتقال بيمارى است، در صورت ناشناخته بودن راه انتقال و يا وجود راه هاى انتقالى كه به راحتى قابل پيشگيرى نيست، ممكن است با همه گيرى وسيع آن بيمارى مواجه شد كه در مورد ايدز اين دو شرط نيز وجود ندارد، با توجه به ماهيت ويروس كه فقط درون گلبول هاى سفيد زنده است، بيمارى تنها از طريقى مى تواند به ديگران منتقل شود كه به نوعى گلبول سفيد آلوده قادر به انتقال باشد و از آنجا كه گلبول هاى سفيد در خون و بعضى ترشحات بدن از جمله ترشحات جنسى وجود دارند، پس راه انتقال بيمارى نه تنها كاملاً مشخص است، بلكه راهى است كه به صورت معمول نبايد اتفاق بيفتد و امكان انتقال بيمارى از راه هايى مانند تنفس، خوردن و آشاميدن و لمس كردن و... كه گاه كنترلشان به سختى امكان پذير است، وجود ندارد. راه هاى انتقال آن به راحتى قابل پيشگيرى است. و بدين گونه است كه براساس قوانين علم اپيدميولوژى مى توان نتيجه گرفت بيمارى اى كه داراى عاملى شناخته شده و غيرمقاوم با راه هاى انتقال مشخص و قابل پيشگيرى و قدرت تخريبى پائين است، يك بيمارى عفونى ساده است. يعنى ايدز يك بيمارى عفونى ساده و قابل كنترل است.اما بر اساس آمارهاى موجود كه بدان ها اشاره شد، به نظر مى رسد ايدز نه تنها يك بيمارى، بلكه يك فاجعه وحشتناك است و سئوالى در ذهن ايجاد مى شود كه:چه چيز ايدز را از يك بيمارى عفونى ساده تبديل به اين فاجعه وحشتناك نموده است و طبيعى است تا پاسخ اين سئوال روشن نشود، امكان كنترل و پيشگيرى از اشاعه بيمارى ميسر نخواهد بود.اگر بار ديگر به بيمارى و راه هاى انتقال آن نظر بيفكنيم، خواهيم ديد جنبه هاى خاصى در آن وجود دارد، در جامعه عمومى، مردم دائماً از خون ديگران به خود تزريق نمى كنند كه بتوانند موجب اشاعه بيمارى در سطح يك همه گيرى وسيع شوند، اما اين اتفاق در جامعه معتادين تزريقى رخ مى دهد و اين امكان بسيار محتمل است كه با توجه به راه هاى انتقال افراد در اين جامعه در خطر اپيدمى باشند، اما اين موضوع محدود به آنان باقى نخواهد ماند، اين افراد روابط جنسى دارند و از اين طريق نيز مى توانند بيمارى را به شريك جنسى خود منتقل كنند و اين سلسله همچنان ادامه خواهد داشت، در صورت آلوده شدن يك زن و باردارى وى، زنجيره انتقال از مادر به كودك هم ادامه خواهد يافت و بدين ترتيب اپيدمى از يك جامعه محدود داراى رفتارهاى پرخطر مانند جامعه معتادين تزريقى، به تدريج به جامعه عمومى رسوخ پيدا خواهد كرد و كم كم افراد زيادى در جامعه مبتلا مى شوند، اين در حالى است كه به واسطه ماهيت بيمارى و بى علامت بودن آن، اين اتفاق خيلى آرام و بى سروصدا خواهد بود و اغلب زمانى علائم همه گيرى در جامعه خودش را نشان مى دهد كه عملاً تعداد زيادى آلوده شده اند.از منظر ديگر راه هاى اصلى انتقال بيمارى، با پنهانى ترين رفتارهاى انسان ها سروكار دارد كه موجب شده ايدز را در زمره بيمارى هاى رفتارى نيز دسته بندى كنيم و همين امر نيز خود موجب سكوت و پنهانكارى بيماران مى شود، و اتفاق اسفبارى كه موجب تشديد اين امر مى شود، ننگ و بدنامى است كه به دليل عدم شناخت درست بيمارى به آن منتسب نموده ايم، وگرنه ايدز همان بيمارى عفونى ساده و قابل پيشگيرى است. يك فردى كه ويروس اچ آى وى وارد بدن وى شده است، مى تواند يك زندگى عادى مانند ساير افراد جامعه داشته باشد بى آنكه هيچ خطرى براى اطرافيان خود به وجود آورد. اين فرد مى تواند در محيط كار، مدرسه، جامعه و... وارد شود و مانند تمام انسان ها از كليه حقوق انسانى برخوردار شود، با توجه به راه هاى انتقال بيمارى خطرى هم براى اطرافيان ندارد، به شرطى كه اين فرد جرأت كند كه از مشكلش صحبت كند، او مى تواند با استفاده از كاندوم به روابط جنسى اش با همسرش ادامه دهد، در صورتى كه تحت مراقبت هاى پزشكى قرار گيرد، خطر ابتلا به ساير بيمارى هاى عفونى در وى به حداقل مى رسد، در صورت باردار بودن خانم اچ آى وى مثبت، با دريافت داروهاى پيشگيرى خطر انتقال بيمارى به كودك حتى به كمتر از ۵ درصد مى رسد. در اين شرايط مى بينيم كه زنجيره انتقال به تدريج قطع مى شود، اما تمام اينها مشروط به اين است كه فرد اچ آى وى مثبت، بتواند از مشكل خود سخن بگويد، بدون آنكه نگران قضاوت و تبعيض ديگران باشد، بدون آنكه نگران طرد شدن و يا حتى حس ترحم اطرافيان باشد، و آيا اين اتفاق مى افتد؟ و اگر نمى افتد نتيجه چيست؟ همسر فرد آلوده، به واسطه سكوت وى آلوده مى شود، فرزندش آلوده مى شود و... زنجيره انتقال همچنان ادامه مى يابد.آيا وقت آن نرسيده كه بينديشيم آنچه ايدز را از يك بيمارى عفونى ساده مبدل به يك فاجعه وحشتناك نموده است، ننگ و بدنامى مرتبط با بيمارى است، كه اگر نبود و از آن سخن مى گفتيم، چقدر ساده تر از هر بيمارى عفونى ديگرى قابل پيشگيرى بود.آرى ايدز مبدل به فاجعه اى شده كه قدرت تخريبى بسيار بيشترى از يك زلزله دارد، و ما در اين وادى زلزله زدگان را محكوم مى كنيم، به جاى آنكه ياريشان كنيم! از آنها مى ترسيم، طردشان مى كنيم و موجب مى شويم كه جرأت ابراز وجود نداشته باشند و اين چنين، حتى اگر خود نيز نخواهند موجب انتقال بيمارى به سايرين شوند.
تعداد بازدید: ۱۰۲۷