اسكيزوفرنى

سميه شرافتى اسكيزوفرنى يكى از وخيم ترين اختلالات روانى است و افراد مبتلا به آن با انواع مختلف هذيان ها و توهم ها دست به گريبانند. بيش از يك صد سال است كه اين بيمارى به عنوان يك معماى حل نشده براى روان پزشكان و پژوهشگران علم اعصاب باقى مانده و علت آن هنوز كاملاً مشخص نيست. ۵۰ تا ۶۰ درصد بيماران مبتلا به اين اختلال صداهايى را مى شنوند كه گاهى اوقات اين صداها باعث ايجاد رفتار هايى جنون آميز در اين افراد مى شود و حتى باعث مى شود كه در اغلب موارد آنها دست به خودكشى بزنند. البته نبايد تصور كنيد كه اين بيماران دروغ مى گويند زيرا ابزار هاى پيشرفته نشان مى دهند كه در مغز آنها فعل و انفعالاتى رخ مى دهد و در واقع آنها هرچه مى گويند، مى شنوند. علاوه بر هذيان هاى شنوايى كه جزء جدا نشدنى اين بيمارى هستند، هذيان هاى گزند و آسيب نيز از شايع ترين علائم اسكيزوفرنى محسوب مى شوند. در اين هذيان ها اسكيزوفرن ها اين طور بيان مى كنند كه مورد آزار و اذيت، تعقيب، جاسوسى، توطئه يا تمسخر قرار دارند. از انواع ديگر هذيان ها در اين بيماران هذيان هاى انتساب هستند. در اين هذيان ها فرد مبتلا احساس مى كند كه حركات مخصوص، اظهارات، عباراتى از كتاب ها و روزنامه ها، قطعه هاى مختلف اشعار و... او را مورد انتساب و خطاب قرار مى دهند. علاوه بر هذيان ها توهم نيز به صورت هاى مختلف در اين بيماران ظاهر مى شود و هر پنج حس آنها را درگير مى كند. مثلاً ممكن است بيمار بويى را حس كند يا صدايى را بشنود و نسبت به احساس آن هيچ شكى به خود راه ندهد. از محسوس ترين و شايع ترين اين توهم ها نيز توهم شنوايى است و به صورت شنيدن صداهاى آشنا و ناآشنا تجربه مى شود. در اين بيماران يك توهم هايى در موقع خواب يا بيدارى تجربه مى شوند. شنيدن چند صدا كه با هم در حال گفت وگو هستند يا صداهايى كه در مورد شخص، مشغول اظهار نظر هستند، شنيدن صداى وزوز در سر و... مدام هيجانات فرد مبتلا را دستخوش دگرگونى مى كنند. توهم بينايى نيز بر اين صورت است كه بيمار فرد يا موجودات وحشتناكى را مى بيند كه باعث ايجاد تحريكات شديد در او مى شوند. مشكل اين بيماران فقط به همين جا ختم نمى شود. فقدان قدرت سخن گفتن، سردى عاطفى و كاهش اراده نيز در تعريف بيمارى آنها بايد گنجانده شود. مشخصه سردى عاطفى در اين افراد چهره بى تحرك است. ممكن است كه گاهى شما خنده اى را در صورت آنها ببينيد اما بيشتر اوقات هيجانات آنها روبه كاهش است. اگر بيشتر به روابط آنها با اطرافيان و دوستانشان دقت كنيد اين بى تفاوتى و سردى را مى توانيد كاملاً مشاهده كنيد. آنها براى پاسخ دادن به سئوالات اطرافيانشان از جملات كوتاه و مختصر استفاده مى كنند كه گهگاهى نيز پاسخشان بيهوده و نامشخص است. البته اين نداشتن قدرت تكلم با عدم تمايل بر صحبت كردن متفاوت است و ملاحظه روابط فرد با اطرافيان اين مشكل را كاملاً توجيه مى كند. كاهش قدرت اراده آنها نيز با ناتوانى براى انجام فعاليت هاى روزمره مشخص مى شود. در اين حالت ممكن است فرد بيمار يك جا بنشيند و به شركت در فعاليت ها توجه اندكى نشان دهد. همين علامت فقدان اراده در اين بيماران در محيط هاى مختلف كارى، خانوادگى و... مشكلات زيادى را به وجود مى آورد و باعث تشديد بيمارى آنها مى شود. علاوه بر همه اين علائم اين بيماران از پيشرفت تحصيلى اندكى برخوردارند و با انواع مختلف اضطراب ها و هراس ها در طول زندگى خود روبه رو مى شوند. خودكشى در سراسر زندگى، اين افراد را تهديد مى كند. خشونت، سوء مصرف مواد و گرايش به الكل، استفاده مكرر از سيگار، به خصوص سيگارهاى داراى نيكوتين بيشتر، رفتارهاى تشريفاتى و وسواسى، كاهش اميد به زندگى و... همواره همراه اين بيماران است. بيمارى اسكيزوفرنى حداقل به مدت ۶ ماه طول مى كشد و معمولاً از دوران كودكى يا نوجوانى شروع مى شود. مقايسه افراد مبتلا با ساير افراد نشان مى دهد كه اسكيزوفرن ها قادر نيستند آنچه را كه از آنها انتظار مى رود ياد بگيرند. بيش از ۶۰ تا ۷۰ درصد اين افراد هيچ وقت ازدواج نمى كنند و بسيارى از آنها تماس ها و روابط محدودى دارند. افزايش خطر ابتلا به اين بيمارى در رابطه با عوامل پيش از تولد و عوامل دوران كودكى نيز مشاهده شده است. براى مثال ابتلاى مادر به آنفلوآنزا در دوران باردارى يا گرسنگى كشيدن در اين دوران، مشكلات زايمانى، عفونت دستگاه عصبى در دوران كودكى و... همگى مى توانند در ايجاد اين بيمارى سهيم باشند. اسكيزوفرنى در ميان كشورهاى در حال توسعه داراى روند سخت ترى نسبت به كشورهاى صنعتى است. البته اين بيمارى در سراسر جهان مشاهده شده و افزايش خطر آن نيز در شهرها نسبت به روستاها بيشتر گزارش شده است. همه گيرى و شيوع اين بيمارى در مردان بيشتر از زنان است. البته زنان دچار بيمارى هاى خلقى هذيان و توهم مى شوند ولى مردان بيشتر دچار بى تفاوتى، بى ارادگى و كناره گيرى از اجتماع مى شوند. شيوع اسكيزوفرنى يك تا يك و نيم درصد در سال است و انتقال آن از طريق وراثت و ژنتيك تقريباً به اثبات رسيده است. در حال حاضر داروهاى متعددى براى اين بيمارى در دسترس هستند. البته انواع مختلف اين داروها (داروهاى ضدجنون) فقط در كنترل و جلوگيرى از تشديد اين بيمارى موثرند و در درمان قطعى اين بيمارى نقشى ندارند. روان درمانى فيزيكى از اركان درمان ابتلا به اسكيزوفرنى است. البته رفتار درمانى فردى و خانوادگى و گروهى نيز در اين گروه قرار مى گيرند. حدود يك سوم بيماران كاملاً بهبود يافته و به زندگى عادى خود برمى گردند. در يك سوم ديگر نيز همه علائم بيمارى از بين نمى روند، ولى اين گروه هم قادر به بازگشت به اجتماع و بازيابى بخش عمده اى از عملكردهاى خود هستند و بالاخره يك سوم باقى مانده مبتلايان هيچ گاه بهبود قابل توجهى پيدا نمى كنند و نياز به بسترى هاى مكرر در بخش هاى روان پزشكى خواهند داشت.
تعداد بازدید: ۲۶۷۳